X
تبلیغات
گفت و گو

گفت و گو

عشق

    

        سلام به دوستای گلم

       عزیزا می خواستم بدونم از نظر شما عشق یعنی چی؟

        پیشاپیش از نظر همه ی دوستای گلم ممنونم.....

 

+ نوشته شده در  ساعت 21:53  توسط خودم و همه دوستان   | 

بازگشت دوباره ی من....

 

سلام به همه ی دوستای گلی که سالهاس بهشون سر نزدم.

دلم برای همه ی دوستای عزیزم خیلی تنگ شده بود

خیلی خیلی خیلی دوستتون دارم

همیشه دنبال یه فرصت بودم که بتونم برگردم و دوباره باهاتون حرف بزنم

همیشه از خواندن نظرای همه ی شما عزیزا لذت می بردم.

ببخشید که یک دفعه و بدون خداحافظی رفتم.

من از خداحافظی زیاد خوشم نمیاد

ولی الان دوباره اومدم. امیدوارم مثل قبل منو با نظرای قشنگتون کمک کنید

همتون رو دوست دارم

 

+ نوشته شده در  ساعت 23:43  توسط خودم و همه دوستان  

وطن

سلام بچه ها خوب هستید ؟

می خواستم نظر شما عزیزان را درباره کلمه وطن بدونم و آیا  اصلا وطن تنها یک کلمه است ؟

پیشاپیش از همه دوستان ممنونم

دوست گرامی سمیه:

وطن فراتر از یک کلمه است .
به نظر من وطن تنها جایی نیست که ما توش متولد شده ایم وطن جاییه که توش بزرگ شدیم. جاییه که عقایدمون اونجا شکل گرفته. جاییه که فرهنگمون اونجا پی ریزی شده باشه.
جاییه که ما نسبت بهش غیرت داریم یعنی اگه بهش توهین و تجاوزی بشه ساکت نمی مونیم و برای سربلندیش تلاش می کنیم.

دوست گرامی  حامد:

به نظر من وطن تنها یک واژه نیست. وطن هویت و اصل هر انسانه. که از او جداشدنی نیست.همیشه هست و انسان رو به سمت خودش جذب می کند.

هر کاو دور ماند از اصل خویش باز جوید روزگار وصل خویش

دوست گرامی امینه:

فقط می تونم بگم دوسش دارم.

دوست گرامی مبین:

وطنم که نباشد اشتهای خدا هم کور می شود ...

 دوست گرامی نیلوفر:

وطن جاییه که به همه تعلق داره
یه جای خاص یه جای تک که ارامش رو توش حس میکنی

دوست گرامی رهام:

وطن جایی که هوییت همه به اون پیوند خورده


دوست گرامی آتوسا:

وطن!
كلمه زيبا و غرور انگيز كه از كودكي ياد ميگيريم كه خود و زندگي خود را فداي آن كنيم.
اسلاف ما گفته و نوشته اند: چون ايران نباشد تن من مباد …………
در اين روزگاران نيز كه ......( بقیه اش رو از صفحه ی نظرات بخونید)

-وطن كلمه عربي است.
ما بيشتر از ميهن استفاده ميكنيم.

خودم: آتوسا جان اگه نظرتو کامل نذاشتم ببخش نمی خواستم بحث سیاسی راه بیفته.

دوست گرامی مهدیه:

وطنم که نباشد اشتهای خدا هم کور می شود ... لطفا پاكش كن. از لحاظ اعتقادي ايراد داره. وب تو بايد به اعتقادها احترام بزاره.

خودم: مهدیه جان درسته که این جمله از لحاظ اعتقادی ایراد داره ولی خیلی قشنگ بزرگی و زیبایی وطن رو نشون میده

دوست گرامی توحید:

1400سال وطن اسیر باید برای ازادیش تلاش کنیم

خودم:

دوست گرامی آزاد:

وطن دیگر در دنیای امروز جای خاصی نیست و همه جا است.

خودم: عزیزم من این حرفو قبول ندارم ببخشیدا ....

دوست گرامی پانیذ:

به نظر من وطن یک کلمه نیست یک معنی عمیقه که تو یه کلمه جای دادنش
وطن یعنی ریشه و پشتوانه هر انسان.یعنی جایی که همیشه استقبال کننده حضور توست.



+ نوشته شده در  ساعت 9:43  توسط خودم و همه دوستان   | 

حقوق زنان

سلام

به نظر شما یک زن از چه حقوقی برخوردار است ؟؟؟؟؟؟؟؟؟

دوست گرامی نیلوفر:

سلام
راستش نمی دونم زن تو جامعه از چه حقوقی برخورداره
ولی میدونم که فقط یه کم محدوده نه از نظر حجاب
این محدود بودن بر می گرده به خود شخص و اعتقادات غلتی که داره
ولی شاید اون ترز رفتار به نظر خودش درست باشه
دوستون دارم حاداحافظ

دوست گرامی سمیه :

راستی سلام
به به خیلی موضوع خوبیه برای بحث
من هنوز به اون سن نرسیدم که کاملا با حقوق یه زن آشنا باشم. البته به نظر من من کاهلی کردم و گرنه یه دختر ار همون ابتدا حقوقش رو بدونه.
خوب یه زن باید از حضور تو اجتماع به طور کاملا راحت و بدون هیچ استرسی برخوردار باشد.
باید بتونه شغلی رو که دلش می خواد انتخاب کنه.
بتونه مادر بشه. از احترام بالا برخوردار باشه. یادمون نره خانم ها روحیه ای بسیار لطیف تر از آقایون دارند.
باید با مردها مساوی شمرده بشه همون طور که خدا می خواد.

ببخشید شاید مطلب زیر ربطی به بحث فکر کنین نداره ولی من می خوام بگم:
(قابل توجه مردایی که فکر می کنن حقوقشون بیشتره: فکر می کنن چون دیه ای که خدا نکرده وقتی مردن بهشون تعلق می گیره بیشتره حقوقشون بیشتره. نخیر اینطور نیست این به خاطر اینه که اونا سرپرست و نان آور خانواده اند و وقتی خوب خدایی نکرده اونا کشته بشن یه خونواده بهش علاوه بر صدمه های عاطفی کلی صدمه ی اقتصادی وارد می شه برای همینه که دیشون بیشتره)
البته این نظر من بود.
ببخشید زیادی حرف زدم خداحافظ

دوست گرامی مبین:

 من با اینکه یک مرد هستم ولی کاملا عقاید فیمینیستی دارم مخصوصا در مورد تفاوتهای حقوقی بین زن ومرد ! اصلا چرا بگیم حقوق زن و مرد !؟ بهتره بگیم حقوق انسان . اگه زنها به دنیا حکومت می کردن زندگی ها خیلی عادلانه تر بود و بقولی هیچ جنگی رخ نمیداد چون هیچ مادری حاضر نیست بچه اش رو بفرسته به جنگ !!

دوست گرامی امینه:

به نظر من نباید داخل جامعه فرق بذارن هرکارکه مردمیتونه زن هم می تونه اما بایدحواسش به خودش باشه چون توجامعه جانیفتاده و.......

دوست گرامی حامد:

به نظر من زنان نباید حقوقی کمتر از مردان داشته باشند. زیرا با هم تفاوتی ندارند.

دوست گرامی پانیذ:

از هیچی
تو همه کارا.تو همه جاها و مکان ها
مرد ها آزارن
زن ها تو جامعه همیشه باید مثل قنداق تو مانتو باشن
این خیلی هم بد نیست اما نمیدونم چرا مردا این قدر آزادن
خوب حسودی هم بخشی از زندگیه

دوست گرامی حمید:

اصلا گیر دادن به مسئله ی حقوق زن یا مرد خودش باعث محدودیت میشه .تو جامعه ی ما فقط زن ها محدود نیستن .اگه منظور حجاب باشه آره زنها محدود شدن اما از جوانب دیگه هم زن و هم مرد به عنوان یک شهروند و حتی به عنوان یک انسان به حقوقشون نمیرسن

+ نوشته شده در  ساعت 10:13  توسط خودم و همه دوستان   | 

آزادی

سلام دوستای عزیز

امروز اومدم نظرتان رادرباره آزادی بدونم

به نظر شما آزادی یعنی چی ؟

ممنون

دوست گرامی سمیه :

و اما آزادی
آزادی یه آرمان مقدسه که به اون رسیدن سخته و کار هر کسی هم نیست.
خیلی شیرینه. آزادی داشتن به این معنا نیست که هر کاری خواستی بکنی.
آزادی در حد مشروع خوبه زیادیش موجب فساد می شه.
آزادی یعنی تو چنگال اسارت نبودن و ......

دوست گرامی نیلوفر :

 سلام
خوبی ؟
ازادی یعنی این که دوستت رو ازت نگیرن نه به این معنی که هر کس هر کاری که می خواد بکنه
ازادی یعنی دوست داشتن (منظورم پسر نیست)
ازادی یعنی .............................

دوست گرامی عماد:

آزادی یعنی هر کاری کردن در صورتی که موجب سلب آزادی دیگران نشویم وضمناً به خودمان نیز ضرر نزنیم این شرط دوم در دین اسلام مورد تاکید است علت منع خود کشی نیز همین است آزادی برای ما یک ارزش بوده وهست ارزشی که امام سوم برای اون از نوزاد شش ماهه تا جوان رعنای خود را داد آزادی یک ارزش است چرا چون جوانان ما برایش خون دادند من اهل سیاست نیستم اما از بیگانه ی تجاوز کار متنفرم شیمیایی شدند مفهوم ش.م.ر در وجودشان شکل گرفت برای چی مطمئن باشید هیچکس اعضای بدن خودش را برای خانه وماشین نمی دهد اصلا اعضای بدن خود را نمی دهد مگر برای آزادی من مطمئن هستم امام حسین (ع)نیز این آزادی را تحسین می کند زیباست چون برگ گل محمدی زیبا است چون اشک کودکانه ی
چون بخار لطیفی که از قلب بر می خیزد اما به مشت تبدیل می شود برای دشمن انصاف نیست که این آزادی با شبه مدرنیسم پوشیده شود بدانیم که این آزادی نیست که هر چه می خواهیم بپوشیم بدانیم که هر خواست ساختن زیبا نیست چیزی بسازیم کودکی تربیت کنیم که آزادی بسازد آزادی یعنی اینکه اگر آزادیم به فکر اسیران باشیم واگر آزادی را نمی شناسیم ادعای ازادی نکنیم
آزادی یعنی حرکت جهت دار در محدوده ی بی محدود خدا...

دوست گرامی امینه:

ازادی کلمه ی عجیبیه
ادم هم با ازادی وهم به دون ازادی تودردسرمی افته
نمی دونم چی باید معنیش کرد فقط می دونم خدا کنه اگه یه روز معنیشو فهمیدم معنی درستشو بفهمم

دوست گرامی حمید :

آزاد و رها هرچه خواهد بگوید نگاه
هرچه خواهد بگوید نفس نه با سکوت ، با صدا
اگر خواهی گریه کن وگر خواهی بخند
هر چه خواهی بگوی بی ریسمان و بند

دوست گرامی حامد:

 آزادی به نظر من یعنی رها بودن. مختار بودن به تمام معنا

دوست گرامی پانیذ:

آزادی یعنی از کارات...لباست....حرفت و از همه مهمتر نظرت ایراد نگیرن

دوست گرامی نیلوفر :

آزادی یعنی همه چیز

دوست گرامی آسمان:

آزادی یعنی کسی نتونه فکرش رو بهت تحمیل کنه وکارهایی رو که دوست داری انجام بدی اما تا جایی که به حریم دیگران تجاوز نکنی
من آزادی رو توی شعرهای سهراب کاملا حس می کنم یعنی عقیده و رویاش رو بدون هیچ جبری بیان کرده
آزادی یعنی اگه تو دلت می خواد آسومون صورتی باشه کسی به خودش این اجازه رو نده
که بگه فکرت احمقانه ست و به نظرت احترام بذاره

+ نوشته شده در  ساعت 10:13  توسط خودم و همه دوستان   | 

معرفت

سلام

معرفت یعنی چی ؟؟؟؟؟؟؟؟؟

دوست گرامی میلاد:

معرفت یعنی = امام حسین (ع )

دوست گرامی پانیذ :

معرفت یعنی من
به خاطر این که تمام دوستام که واسه محسن افشانی میمردن رفتن طرف سیاوش خیرابی
ولی من هنوز بر حرفم پابرجام

 دوست گرامی مارال :

معرفت یعنی یادتون نره به من سر بزنید وقتی میدونید تنهام .معرفت یعنی محبت و عشق همراه با صبر .یعنی اگه من بدم تو انقدر معرفت داشته باشی که پیشم بمونی .معرفت یعنی یعنی یعنی اونی که الان هیچ جا پیدا نمیشه.

دوست گرامی عماد:

سلام
اگر بخواهیم معرفت را در لفظ معنا کنیم یعنی اثر دوست داشتن یعنی نماینده ی عشق یعنی سخنگوی درون آرام وآشفته یعنی وفا داری به عهد با هر کسی خدا امام مادر یا هر کس دیگر معرفت یعنی خوب بودن یعنی خوب ماندن
اما باز اگر بخواهیم از لفظ خارج بشویم معرفت هدیه ای است از طرف خدا مثل خیلی از هدیه های دیگر مثل اگر ازش استفاده کنیم اگر ازش به خوبی استفاده کنیم اگر بشناسیمش هم خدا را هم حسش آن وقت تقویت می شود اما اگر نشناسیم و
در ست استفاده نکنیم از بین می رود شک نکنیم اما فراموش نکنیم ان ها همه قوانین محبت هستند اما قانون در الگو مجسم می شود یعنی حرف میلاد با حرف نویسنده ی قبل از خودم هم موافقم کم شده هم معرفت هم آدم با معرفت

دوست گرامی مهدیه:

سلام!
معرفت یعنی تنها نذاشتن کسی که دعای فرجش فراموش نمی شه اما خود ما یکی از دلایل نیومدنش هستیم...
معرفت یعنی وقتی داریم گناهی رو عمدی انجام میدیم یادمون باشه یه نفر همه اینا رو می بینه...
معرفت یعنی بیرون اومدن از یه چاه تاریک به اسم دنیا و رسیدن به بالا...
ما چقدر بی معرفتیم!
البته با آقای میلاد هم خیلی موافقم!

 

دوست گرامی آموزگار:

سلام
معرفت یعنی حضور در عین نبودن
معرفت یعنی

دوست گرامی پانیذ:

چرا نظر من رو نوشتی ولی مال بقیه رو نه؟
من که فقط احساس خودمو نوشتم
مسابقه هم نبود که بگی برنده شدم پس قضیه چیه؟

دوست گرامی پانیذ:

درست حرف بزنا
من همین الان این پست پایینیه رو دیدم خیلی از دستت ناراحت شدم
من از اول خرداد که تو وبلاگا پخش شد که محسن افشانی توی ترانه مادری بازی میکنه چشم به راه این فیلم بودم
حالا نقشش هر چی که باشه واسه من محسنه همینتور برای خیلی های دیگه
خوب بود نقشش مثل بهرام بیمعرفت بود؟(هر چند اگه نقش بهرام رو هم داشت عشق بود)
لوس نونور بچه ننه و... هر چی و هر نقشی رو بازی کنه خیلی خوب بازی میکنه
من واقعا دوسش دارم

خودم :پانیذ جان منقصد نداشتم بگم که اقای افشانی بد بازی کرده در پست قبلی هم به این موضع اشاره کردم واز دوستان معذرت خواهی کردم

دوست گرامی$هر :

سلام... سمیه بهم گفته بود وبلاگ خیلی خوبی دارین، که واقعا هم هست...
می گم به نظر من معرفت یعنی "ما عاشقان رفاقت فراموش نشدنی (هرگز) تنها (نمی مانیم)" وای چه تعبیری....!!!!!!!!!!! ولی معرفت واقعی اینکه وقتی خوشحالی به همه بگی؛ درسته مقدارش تقسیم می شه ولی لذتش چند برابر می شه... وقتی هم ناراحتی به همه بگی؛ البته شاید اونام ناراحت بشن ولی چون تقسیم شده کسی دردی حس نمی کنه....
(البته اینو یه دوسته خوب بهم گفته بود... یه دوسته با معرفت)

دوست گرامی رهام:

کمیاب ترین چیز:معرفت

هر روز که داره میگذره از محبت انسانها کم میشه

تا روزی میرسه که هیچ کس به هیچ کس اطمینان نمیکنه

معرفته همه از بین میره

بیشتری معرفت در اهل بیت باید دید

 

 دوست گرامی سمیه:

سلام ببخشید اگه زودتر از اینا نیومدم
معرفت یه واژه ی خیلی قشنگه
به نظر من معرفت داشتن یعنی اینکه اطرافتم نگاه کنی ببینی دوستات تو چه وضعیتی هستن اگه می تونی کمکشون کنی از هیچی دریغ نکنی یعنی سعی کنی همیشه به دوستات یا بهتر به هر کی می تونی سر بزنی
اینجوری نباشه که هر وقت نفعی در کاره یاد دوستات بیفتی.
بامعرفت یعنی کسی که تو یادمون می مونه یه جور باوفا. بامحبت.

 دوست گرامی نیلوفر :

معرفت یعنی مارو مراموش نکنین

دوست گرامی سمیه :

قانون معرفت می گه:
باهام باشی باهاتم.
دیوونه باشی دیوونه می شم.
مریض بشی مریض می شم.
بمیری می میرم.
تنهام بزاری منتظرت می مونم

+ نوشته شده در  ساعت 10:19  توسط خودم و همه دوستان   | 

محبت پدر و مادر

سلام

 چند شبی است که فیلم ترانه مادری از شبکه ۳ پخش می شود و بی عرضه بودن  پویا نظری یا همون محسن افشانی خودمون بحث مجالس شده.

امروز وقتی می خواستم بیام و بلاگ گفت و گو را آپ کنم تو ذهنم بودکه از شما بخوام در مورد معرفت حرف بزنیم ولی یک دفعه به ذهنم رسید چه طوره در مورد محبت والدین صحبت کنیم و موضوع معرفت را بذاریم برای هفته بعد .

به نظرشما محبت بیش از حد والدین چه تاثیری روی فرزندان داره ؟ و اصلا والدین تا چه حد باید از فرزندان خود مراقبت کنند؟ شما که یک دختر و پسر جوان هستید و شاید هم سن پویا نظری  دوست دارید پدرو مادرت باهات چه جوری رفتار کنند؟؟

 

دوست گرامی حامد :

در مورد این موضوع خاص به نظر من. محبت مثل همه چیز باید اندازه داشته باشه. محبت زیاد باعث می شه بچه ها نتونن خوشونو تو اجتماع مطرح کنن. چون همیشه یکی هست که می خواد از بچه حمایت کنه. بچه ها وابسته می شن و نمی تونن روی پای خودشون بایستن.

 

دوست گرامی میلاد:

به نظر من محبت باید اندازه داشته باشه نه اونقدر که آدم نتونه کاری انجام بده نه اونقدر بی تفاوت که آدم دوست نداشته باشه به خونه بیاد

 

دوست گرامی عماد:

اول این را بدان که بدترین پدر ومادر ها از بهترین دوستان بهترند (به جز موارد انگشت شمار ) این را گفتم که بدانی درمواردی که با انسان سر وکار داریم نمی توانیم کلی صحبت کنیم
دوم اینکه لیسانس باشی یا فوق یا دکتر تجربه ی پدر ومادررا نداری وحتما به این معتقد هستی که تجربه از علم بالاتر است
سوم اینکه محبت چیزی یا حسی یا عملی نیست که کسی از آن خسته شود اگر کسی از محبت کسی خسته شد فرد محبت کننده شیوه ی محبت کردن را نیاموخته است
در نهایت محبت تمامی ندارد اما شیوه ی آن بسیار مهم است
کودک نیز از بدو تولد تا پایان عمر به مراقبت ومحبت نیاز دارد اما در هر سنی مناسب همان سن

 

دوست گرامی آیلین :

اما در مورد موضوع بحث ...اینکه محبت پدرومادر خدادادی هستش تو این شکی نیست

همیشه باید حدو مرزها رو رعایت کرد.. همه ی ما آدما نیاز به محبت داریم.. اما دوست عزیزمون خوب نوشتند که باید تو شیوه ی اون دقت نظر به خرج بدیم منم موافقم..من متعقدم کودکان رو باید طوری پروروند که استقلال فکری داشته باشندو
بتونند فردا تو جامعه رو پای خودشون بایستند تو این نوع تربیت هم حتما محبت پدرومادرهام به دنبالش هست.. همین که دعای خیر پدرومادری بدرقه ی راه فرزندش
یا فرزنداش باشه این خودش محبت درونی هستش...

 

 دوست گرامی آموزگار:

با سلام
نظرات دوستان جالبه و اکثرا هم منطقی است.
می گویند " اندازه نگه دار که اندازه نکوست " البته شاید روانشناسان در این موضوع بهتر نظر بدهند. با توجه به تفاوتهای فردی هر انسان و کودک، اندازه توجه و محبت هم متفاوت است.

 

دوست گرامی sami (سمیه) :

سلام
محبت: مي دونيد ما نبايد عشق و محبت را از هم دريغ كنيم اينا واسه ي ابراز كردن تو وجود آدمي هستند ولي بايد بدونيم كه به وقتش به اندازش و به اهلش.
محبت پدر مادر كه يه امر طبيعييه و حالا اونا كه به فكر آينده ي بچشون هستند و واقع نگرند مي دونند و يادشون نرفته كه اندازش چقدره ولي بعضي از پدر مادرا از سر شايدم دلسوزي يا فراموشكاري يا نميدونم هزارتا چيز ديگه اندازه ي اين محبتو فراموش مي كنند همين مي شه كه فردا بچشون تو جامعه به سختي حضور پيدا مي كنه يه فرد وابسته مي شه يكي كه دفاع از حقش و تصميم گيري براش سخته چرا چون پدر و مادرش قبلا براش اين كارارو ميكردن
محبت كردن عاليه اما يادون باشه ديگه اون قد محبت نكيم كه طرف تو تنگنا قرار بگيره.

 

دوست گرامی یه آدم:

خودت بی عرضه ی بیشعور
محسن خیلی هم خوب بازی می کنه

خودم:می خواستم در جواب این دوست بگم که من قصد بی احترامی به آقای افشانی را نداشتم و اگه کسی از حرف من منظور اشتباهی برداشته باید بگم من هیچ وقت به خودم این اجازه را نمی دم فرد دیگری را هر چند نشناسمش یا اصلا ازش خوشم نیاد را به مسخره بگیرم .ولی اگه باعث رنجش کسی شدم همین جا از آقای افشانی و تمام طرفدارانش عذر می خوام.

 

دوست گرامی مهدیه :

سلام.
کسی نگفت محسن بد بازی می کنه!
ما در مورد شخصیت پویا حرف میزنیم.
به نظر من محبت باید به اندازه باشه!
به قول یه نفر ما دوست داریم از بیرون که میایم خونه مامانمون با یه لیوان سورپرایز خنگ تو تابستون یا داغ تو زمستون منتظرمون باشه!
دوست داریم موقع مریضی نوازشمون کنه و صبح ها موقع مدرسه ها بدرقه مون کنه! اما نه اینکه به زور چیز بچپونه تو گلومون یا الکی نوازشمون کنه! نه اینکه همه توجه اون روی ما زوم بشه! اون وقت دیگه نمیشه به دلخواه زندگی کرد! همه اش یه نفر مراقبته! اون وقت فکر می کنی از ترس اون خطا نمی کنی و اراده نداری! یا اینکه چون اون کنارته کار خوب می کنی تا اون ببینه! اینجور وقتا حس می کنی خودت هیچ چی نیستی و برای بقیه زندگی می کنی و این خیلی بده! به نظر من محبت مادر پویا وسواس گونه است و باید ریشه اش رو پیدا کرد. بیشتر از اینکه بچه به مادر وابسته بشه مادره که نمی تونه از بچه جدا بشه و بالاخره این بچه از پیشش میره و مادر داغون می شه!

 

دوست گرامی رهام :

اين فيلمي که گفتي من نگاه نميکنم

ولي در باره محبت ميگم: من خودم شخصا دوست ندارم کسي زياد به من محبت کنه
(به غير از پدر ومادر)

ميدوني چرا؟ چون هرکي محبت کرده منت گذاشته

محبت زياد پدر و مادر باعث ميشه بچه لوس و ننر بشه
که من از اين گونه بچه ها اصلا خوشم نمياد

به نظر من اگه محبت زياد کم باشه (مخصوصا از پدر و مادر)در بچه کمبود عاطفه ايجاد ميشه

به همين دليل به نظره من محبت نه زياد کم باشه نه زياد زياد باشه
درحد معمولي باشه

 

دوست گرامی مارال:

سلام.به نظر من پدر و مادر باید با تا اخر عمر به بچهاشون محبت کنن امااااااااااااااااااااا
نه مراقبت !!!!! محبت. خیلی فرق بین اینا هست. باید بچه هارو جوری تربیت کنن که خودشون مراقب خودشون باشن و محتاج محبت نباشن...

 


+ نوشته شده در  ساعت 9:17  توسط خودم و همه دوستان   | 

انسانیت

سلام

وقتی به اطرافم نگاه می کنم موجوداتی را می بینم که روی ۲پا

راه می روند و لقب انسان را به خود داده اند. ولی گاهی

از همین انسان های ۲پا که برترین مخلوقات هستند

کارهایی سر می زند که یک حیوان از انجام آن شرم دارد .

در کدام جنگل می توان حیوانی را یافت که کودک خود را آزار

جنسی دهد.در کدام جنگل می توان حیوانی را یافت که هم نوع

خود را بکشد و بر جسد آن پیروزمندانه بخندد و پایکوبی کند.

آیا می توانیم به مرغ و خروس نیز انسان بگوییم؟ آنها نیز چون ما

بر روی ۲ پا راه می روند ولی چون ما  به هم نوع خود آسیب

نمی رسانند. چون انسان تشنه ی خون خواهی نیستند.

آیا می توانیم بگوییم مرغ و خروس از ما موجودات۲ پا برترند ؟

پس چرا  خدا ما را به عنوان برترین مخلوق برگزیده ؟

سوالی که ذهن مرا مدتی است به خود اختصاص داده این است  :

                 انسان کسیت؟

                             انسانیت چیست؟

ممنون.

 دوست گرامی دختران آس و پاس:

آره واقعاَ انسانیت کجاست؟

دوست گرامی آموزگار:

انسانهایی هم وجود دارند که معنی واقعی خلیفه الله را نشان

می دهند. بهتر است نیمه پر لیوان را هم ببینیم. البته خداوند در

هنگام آفرینش انسان و دمیدن روح خود در آن، راه راست و

گمراهی را نشان داد و به انسان اختیار انتخاب داد. ولی

متاسفانه تعداد زیادی گمراهی را انتخاب کردند و مقام خود را

پست کردند.

 دوست گرامی سارا :

سلام

از همان روزی که دست حضرت قابیل

گشت آلوده به خون حضرت هابیل

از همان روزی که فرزندان آدم

زهر تلخ دشمنی در خون شان جوشید

آدمیت مرد

گرچه آدم زنده بود

از همان روزی که یوسف را برادرها به چاه انداختند

از همان روزی که با شلاق و خون دیوار چین را ساختند

آدمیت مرده بود

بعد دنیا هی پر از آدم شد و این اسباب

گشت و گشت

قرنها از مرگ آدم هم گذشت

ای دریغ

آدمیت برنگشت

قرن ما

روزگار مرگ انسانیت است

سینه دنیا ز خوبی ها تهی است

صحبت از آزادگی پکی مروت ابلهی است

صحبت از موسی و عیسی و محمد نابجاست

قرن موسی چمبه هاست

روزگار مرگ انسانیت است

من که از پژمردن یک شاخه گل

از نگاه سکت یک کودک بیمار

از فغان یک قناری در قفس

از غم یک مرد در زنجیر حتی قاتلی بر دار

اشک در چشمان و بغضم در گلوست

وندرین ایام زخهرم در پیاله زهر مارم در سبوست

مرگ او را از کجا باور کنم

صحبت از پژمردن یک برگ نیست

وای جنگل را بیابان میکنند

دست خون آلود را در پیش چشم خلق پنهان میکنند

هیچ حیوانی به حیوانی نمی دارد روا

آنچه این نامردان با جان انسان میکنند

صحبت از پژمردن یک برگ نیست

فرض کن مرگ قناری در قفس هم مرگ نیسم

فرض کن یک شاخه گل هم در جهان هرگز نرست

فرض کن جنگل بیابان بود از روز نخست

در کویری سوت و کور

در میان مردمی ب ا این مصیبت ها صبور

صحبت از مرگ محبت مرگ عشق

گفتگو از مرگ انسانیت است

فریدون مشیری

دوست گرامی آوا :

زندگی برگ بودن در مسیر باد نیست

امتحان ریشه هاست

ریشه هم هرگز اسیر باد نیست

زندگی چون پیچکیست

انتهایش می رسد پیش خدا..

(فقط کافی که پی به ارزش انسانییت خود ببریم تا به خدا برسیم)

دوست گرامی آتوسا :

انسانيت از نظر من حاصل ضرب اراده و آگاهي است كه محصول

آن بدست آوردن آزادي اين حق مسلم هر فرد بشر در جهان

خاكي است.

چيزي كه در سيني طلايي به هيچ كس تقديم نميشود و براي آن

فرزند بشر از قرنها پيش ميجنگد تا آن را بدست آورد

پس ما هم براي آن تلاش كنيم. آنگاه زندگي مان مفهوم و هويت

مي يابد.

دوست گرامی قاسمی :

انسانیت یعنی تنها خود را ندیدن.همه چیز را غیر خود دیدن.

دوست گرامی میلاد :

انسانیت من فقط میدونم ما فقط واسه انسان بودن بوجود آمدیم

ولی متاسفانه خیلی مون این پاکی رو فراموش کردیم

دوست گرامی عماد :

انسانیت مقام بالایی که دست یافتن به آن سخت است باید باور

 

کنیم حداقل امروز خوب بودن خیلی سخت است انسان بودن

 

سخت است انسانیت معنی کلیشه ای ندارد ممکن است بگویی

 

که این را راجع به خوشبختی هم گفتی آره امکان نداره انسانی

 

انسان نباشد وخوشبخت باشد انسانیت یعنی عشق یعنی

 

محبت یعنی وفا یعنی از خود گذشتگی حالا شما بگو عاشق

 

بودن وعاشق ماندن خوب بودن وخوب ماندن سخت نیست به من

 

بگو که از خود گذشتگی سخت نیست اگر سخت نیست پس

 

چرا یک نفر که 100000000000  یا حتی هم بیشتر پول داره یک

 

صد تومانی به یک مستحق نمی دهد البته من کلی صحبت نمی

 

کنم خیلی از ثروتمند ها هم خیر هستند اما کم هستند اگر

 

سخت نيست چرا انجام نمی دهند یعنی خوب نیست

 

پس کاری که هم خوب و هم راحت چرا کسی نمی کند البته

 

خوبی تا یک جایی سخت است از یک مرحله ای به بعد بدی

 

سخت است وبلعکس بعد هم دوست عزیز هیچ وقت یک

 

موجودی که آن کار ها را انجام می دهد (اول نوشتم آدم بعد

 

گفتم همان موجود مناسب تر است )کارهایی که من از تایپ

 

كرن حروف آن کارها روی صفحه کلید شرم می کنم را با یک مرغ

 

یا یک خروس مقایسه نکن یک مرغ یا یک خروس خیلی بلند

 

مرتبه تر است اما در مقابل انسانهایی هم هستند که کا ئنات به

 

آنها افتخار می کند البته این افراد محدود به محمد وعلی نمی

 

شوند این ها بالاترین ها بودند اما ....

 

مولوی می گوید که جمله آدم زین سبب گمراه شو کم کسی از

 

ابدال حق آگاه شد

این خاصیت آدم است که شناورییش بین گِل تا گُل است بين

فرش تا عرش بين خر تا حر بين خط تا خطا است اگر بخواهم

راجع به انسانيت بگويم و اقعا نوشتنش سخت است اون هم

توي نطرات وبلاگ و انسان هم يك چيز عجيب وغريب نيست توي

روح با ما فرق مي كند البته باز انسانيت هم درجه هاي زيادي

دارد واين تفاوت توي روح است كه باعث مي شود بي تفاوت به

بعضي چيز ها كه ما نسبت به آنه بي تفاوت هستيم بي تفاوت

نباشد

آقاي مشيري يك شعر دارد كه من با تمام ارادتي كه به ايشان

دارم با آن مخالف هستم توي اين شعر آقاي مشيري مي گويد

كه انسانيت مرده اما من به اين دليل با اين شعر مخالف هستم

كه به نظر من انسانيت يك جوهره است كه تا ابد زنده است

بهتر است بگوييم كه انساني كه انسان باشد كم است البته اين

تعداد كم فقط محدود به محمد وعيسي وموسي نيست

 دوست گرامی  sami:

انسانيت واژه ي قشنگيه كه متاسفانه خيلي هامون فراموشش

كرديم.

انسانيت يعني اينكه بدونيم از كجا اومديم كجا هستيم و به كجا

قراره بريم.

اگه اينا رو خوب درك كرده باشيم غايت و هدفمون رو از ياد نبرده

باشيم مي تونيم بهش برسيم.

انسان كسي هست كه ارزش خودش رو بدونه.

همه مي دونيم كه انسان برترين جايگاه رو داره اما يادمون نره

بايد انسان باشيم تا به برترين ها برسيم.

بدونيم كه واسه ي يك هدف بزرگ آفريده شديم و در جهت تعالي

روحمون بكشيم.

به اميد اون روز كه همه ي آدم ها معني واقعي انسان و

انسانيت رو درك كنن.

دوست گرامی رهام :

به قول معلم ما: انسان مثل یک لوح سفید و زیباست

که خود انسان این لوح رو با کاراش سفیدتر یا با کاراش سیاه تر

میکنه

ولی به نظر من بیشتر مردم این لوحشون سیاه کمتر جایی

میشه دید که ادمایه با عاطفه داشته باشه

واقعا خوش به حال حیوانات

دوست گرامی .... :

عزیزم به نظر من نباید برای تعریف انسانیت به یه معنای کلی و

کلیشه ای برسیم یا اینکه شعر اشکی در گذر گاه تاریخ مرحوم

مشیری استفاده کنیم یا به زیبایی کلمه ی انسانیت نگاه کنیم و

یا برای رسیدن به هدفمون(انسانیت) تلاش کنیم بهتر نیست اول

بدونیم برای چی آفریده شدیم و در بین همه ی مخلوقات خدا

برتر شناخته شدیم ؟یا حتی انسانیت چیست؟چرا به این

فکرنمی کنی که اگرهمه ی دنیا رو انسانیت و کمک به دیگران و

مهر و محبت برداشته بود انسانیت به عنوان یه وظیفه شناخته

میشد و یه عادت روز مره اما الان که بدی هست معنای واقعی

انسانیت رو می فهمیم الان که مردم با مشکلات زندگی

خودشان سر و کله میزنن و از اینکه توانستن با زور و کلاه برداری

یه فال حافظ مجانی از یه بچه ی فال فروش بگیرن و پیش

دوستاشون کلاس بزارن در بین شون آدمی پیدا میشه که از اون

بچه فالی بخره و حتی پول بیشتری بده به نظرم تعدادآدم هایی

که به این جور بچه کمک می کنن نسبت به اونایی که سر این

جور بچه ها کلاه میزارن یک به هزاره پس نمی تونیم بگیم آدمیت

مرده و حتی نمی تونیم بگیم همه دارای انسانیت هستن البته

در ذات هر آدامی انسانیت وجود داره حتی اون کسی که کودک

خود را آزار میدهد یا آن

آدمی که به خاطرصد هزار تومان دوستی چندین و چند ساله

شان را بهم میزند و با بیرحمی تمام دوست خود را فقط به خاطر

صد هزار تومان به زندان می اندازد در وجود اون آدم ها هم

انسانیت وجود داره اما اون آدم ها تو زندگیشون چیزی مهمتر از

انسانیت رو انتخاب کردن و هدف زندگی خودشون قرار دادن خدا

به خاطر این آدم رو به عنوان برترین مخلوقش قرار داده چون

دارای قدرت انتخاب و تفکر است بدی رو از خوبی تشخیص بده

مسیر زندگیش رو انتخاب کنه و درمسیر هدفش حرکت کنه

بستگی به خود طرف داره

با امید این که همه انسان باشیم


دوست گرامی مهدیه :

انسانیت سخت نیست!
به نظر من انسانیت به خدا رسیدنه. کسی می تونه انسان باشه که از خدا بترسه و نیتش خالص باشه! خیلی ها حتی بعضی دوستای خودم این مطلبو قبول ندارن! اما من همه صفتهای خوب رو تو این چیزا می بینم!اونی که کسی رو ناظر اعمال خودش ندونه و فکر کنه دنیا هر کی هرکیه می تونه خیلی راحت تبدیل بشه به قاتل کتابای سیدنی شلدون! یه جنایتکار! هیتلر! شیطان مجسم! کم نداریم از اینا! اما اونی که فکر کنه با گناهی که انجام می ده خداوند رو ناراحت می کنه اینکارو حداقل با رغبت انجام نمی ده! بالاتر که بره اصلا انجام نمی ده!

دوست گرامی آیلین:

ببینید خدا به انسان قدرت انتخاب داده در صورتی که به حیوان نداده
به انسان قدرت عقل داده در صورتی که حیوان عاقل نیست و مثل انسان
قدرت تصمیم گیری نداره.....ولی متاسفانه ما یادمون رفته که انسانیم و نسبت
به سایر کائنات ممتاز.....ولی خیلیا الان داران راه و روش همین موجودات رو میرن

تو یه جمله مختصرومفید ....... انسانم آرزوست...........همین


+ نوشته شده در  ساعت 9:27  توسط خودم و همه دوستان   | 

خوشبختی

سلام

امروز می خوام به سوالاتی که در سرم موج می زنند پاسخ بدم البته خودم نه به کمک شما دوستای گلم .

می خوام بحث هایی به کمک شما عزیزا راه بندازم که بتونم افکار درون سرم را جمع وجور کنم به یه دیدگاه کلی درباره خودم و جهان اطرافم برسم .

تو همه وبلاگایی که من دیدم یکی می نوشت و بقیه می خواندند ولی حالا من می خوام شما بنویسید و من بخوانم از همه عزیزایی که در منظم کردن افکارم بهم کمک می کنند ممنون

 

امروز که اولین روز برپایی این بلاگه می خوام درباره خوشبختی با هم بحث کنیم

به نظر شما خوشبختی یعنی چی؟؟؟؟؟

  

اول از دوستای نازنینم  به خاطر پیام های زیباشون تشکر می کنم  بعد حالا که خیالم از تشکر راحت شد پیام های خوشبختی انها را در صفحه قرار می دم تا دوستا ی دیگه راحت تر بتونن از انها استفاده کنند

  

دوست گرامی  رهام :

بهت تبریک میگم:1-به دلیل وبلاگ زدنت 2- به دلیل طرز فکر کردنت

به نظر من خوشبختی یه چیزه خیلی خوبیه که مطمئن باش من اون رو ندارم

میدونی چرا؟ چون قرار بود الان من تهران باشم ساعت 1 پرواز داشتم ولی میبینی که ساعت 20/1 دقیقه برات نظر گذاشتم

اگه تونستی به جوابی برسی به من هم خبر بده

دمت گرم که به من سر زدی

دوست گرامی  عماد :

سلام ممنون که به من سر زدی خوشبختی هر چی هست آن چیزی نیست که آن دختر فال فروش یا آن خانواده بی خانه با هاش دست وپنجه نرم می کردند
وای وای چه حرف بدی زدم من چه می دانم از نظر آنها خوشبختی چیه خوشبختی در دل است ممکن خیلی خوشبخت باشند کسی چه می داند ببین دوست من یک سری مفاهیم وجود داره که نمی شود تو کلیشه تعریف کرد خدا را با خوشبختی مقایسه نمی کنم خدا به وجود آورنده خوشبختی است اما خدا عشق یا مفاهیمی مثل این را باید حس کرد تا خدا توی زندگی ات نباشد هر چی هم کتاب خدا شناسی بخوانی به باور خدا نمی رسی خوشبختی هم همین طور است باید آن را حس کنی اما من آن را توی یک جمله تعریف می کنم
خوشبختی یعنی بتوانی با حس درونت خوشیختی واقعی را درونت ایجاد کنی که برای کسب خوشبختی به دنبال شادی کاذب نروی
خوشبخت باشی خدا حافظ

دوست گرامی نگار.د :

سلام
اول از همه شروع به کار وبتون رو تبریک عرض می کنم
دوم هم ممنونم به خاطر اینکه منو دعوت کردین

و...اما در مورد سوالتون
به نظر من برای رسیدن به خوشبختی و درک این حقیقت بزرگ
1- باید اول بدبختی رو درک کنی
2- معنای پوچی را بفهمی
3- عاشق شوی
4- برای رسیدن به عشقت سعی کنی بزرگ شوی
5- برای بزرگ شدن ابتدا کوچک شوی
6- جایگاه مورد علاقه ات را بشناسی
7- تلاش کنی تا جایگاه را از آن خودت کنی
8- در آخر به عشقت برسی
و دیگر فکر نمی کنم در این مرحله جز خوشبختی چیزی در زندگیت باشد
( استاد الهی قمشه ای جایی می گفت: اگه کسی رو دوست دارید و صفات پسندیده ای درش می بینید لزوما این صفات بزرگ به صورت بالقوه در وجود خودتون هست پس می تونید با شناخت عشقتون به اون صفات برسید)
پس سعی کن عاشق بشی و در راهش سختی ها رو تحمل کنی!

دوست گرامی آیلین (دختر باران) :

بالاترین افکار افکاری هستند که حاوی نشاط و شادی باشند
شفاف ترین کلمات کلماتی هستند که حاوی حقیقت هستند
بزرگ ترین احساسات احساساتی هستند که تو عشق می نامی

خوِِِشبختی یعنی توانایی درک نعماتی که خدا بهمون داده

 

دوست گرامی sami:

به نظر من خوشبختي يعني از تمام چيزايي كه داري خوب استفاده كني.
يعني به موقش شاد باشي به موقش هم ....
خوشبختي يعني داشتن دوستاي خوب.
و ....

دوست گرامی  مردم:

سلام بر شما و همه دوستان ، خوشبختی همتون آرزوی منم هست ، البته خوشبختی هر کس بستگی به خود اون شخص داره که راهشو چه جوری انتخاب کنه و باز بستگی به این داره که خوشبختی رو در چی ببینه ، من میگم انسان باید افق دیدش خیلی بلند باشه ، شما چی ؟

دوست گرامی حمید :

زندگی مرگ خاطره هاست
زندگی زایش فاصله هاست
زندگی گرفت گرمای تنم را
زندگی شکست بال و پرم را
شاید زندگی زیباست
اما ما را اقبالی نبود
هر روز مرگ بود و خاطرات
در این قفس مرغ سبکبالی نبود
زندگی به ما فرصت دیدن نداد
زندگی به مجال خندیدن نداد
دل بی گناهم روی خوشبختی ندید
جز پوچی و درد و سختی ندید

 دوست گرامی پونه:

خوشبختی یعنی بتوانی با حس درونت خوشیختی واقعی را درونت ایجاد کنی .

دوست گرامی sami:

زندگي شستن يك بشقاب است.
زندگي يافتن سكه ي دهشاهي در جوي خيابان است.
زندگي مجذور آينه است.
زندگي گل به توان ابديت.
زندگي ضرب زمين در ضربان دل ما.
زندگي هندسه ي ساده و يكسان نفس هاست.

دوست  گرامی آیلین:

سلام بازم اومدم براتون حرف بزنم .. برداشت من از خوشبختی اینه که
این دنیا اینقدر زیباست و با ارزش که ما باید توش دنبال
زشتی ها بگردیم... اگه ما به این نکته ی مهم برسیم به معنی این هستش که خوشبختی تو دستای ما هستش.. متاسفانه برداشت های ما از زندگی کردن صحیح نیست .. ما آدما خیلی عجیبیم... وقتی چیزی رو از خدا میخوایم اینقدر به در بسته نگاه می کنیم که دیگه درای باز دیگه رو نمی بینیم .. ما چیزی رو از خدا میخوایم لاکن اگه بده یعنی به صلاحته اگه نداد یه حکمتی داره و از راه دیگه وارد می شه تا دل بنده هاشو شاد کنه .. ما وافعا خوشبختیم چون خدا رو باور کردیم چون اشرف مخلوقاتیم .. و اگه گاهی غمی تو دلامون لونه می کنه یا جا خشک می کنه باید بدونیم قانون زندگی اینه.. اگه همیشه شاد باشی زندگی برات یکنواخت میشه و بر عکس .. ما همیشه در حال تحولیم .. اینجام خوشبختیم چون در حال سکون نیستیم
حرکت می کنیم .. من سنم کمه ولی باورهایی که کردم و برداشتی که از این واژه داشتمو براتون آوردم... به هرحال همیشه قدر چیزایی که دارینو بدونین

 



دوست گرامی  سامان:

 خوشبختی یعنی یه پای عشق سوختن .

دوست گرامی آوا:

یک روز رسد غمی به اندازه کوه

یک روز رسد نشاطی اندازه دشت

افسانه زندگی چنین است..

در سایه کوه باید از دشت گذشت

 


+ نوشته شده در  ساعت 13:47  توسط خودم و همه دوستان   |